چند سال پیش برای من سرطان رحم تشخیص داده شد و مشخص شد تعدادی از غدد لنفاوی نیز درگیر شدهاند. پس از تشخیص، رحم و تخمدانها برداشته شدند و تحت شیمیدرمانی قرار گرفتم. حدود یک سال و نیم بعد، ضایعهای حدود ۱/۵ سانتیمتر در کبد مشاهده شد که به عنوان متاستاز در نظر گرفته شد. پس از جراحی کبد، مجدداً شیمیدرمانی دریافت کردم و از شیمیدرمانی دوم، چهار دوره را انجام دادم. سپس تصمیم گرفتم دو شیمیدرمانی آخر را انجام ندهم و خامگیاهخواری را شروع کنم که نتیجه آن برایم شگفتانگیز بود؛ اکنون با وجود کاهش ۱۸ کیلوگرم وزن و رسیدن به ۴۱ کیلوگرم، بسیار سرحال و پرانرژی هستم.
در حدود ۹ ماه گذشته تحت درمان با اولاپاریب و دوروالوماب (ایمونوتراپی) بودهام و همزمان خامگیاهخواری را بهطور کامل و جدی دنبال کردهام. طبق گزارشها، پس از سه ماه خامگیاهخواری اندازه ضایعه کبدی کاهش یافته و در دو تصویربرداری اخیر با فاصله حدود سه ماه، ضایعه بهصورت کیست گزارش شده است، در حالی که پیش از شروع خامگیاهخواری و پس از چهار ماه شیمیدرمانی تغییری مشاهده نشده بود.
اخیراً به من گفته شده که در اثر ایمونوتراپی دچار کمکاری تیروئید شدهام و در صورت تأیید در آزمایش بعدی باید هورمون مصرف کنم، اما تمایلی به این کار ندارم. پزشک معالجم معتقد است درمان با اولاپاریب و دوروالوماب باید بهصورت طولانیمدت و احتمالاً مادامالعمر ادامه یابد. نگرانی من این است که ادامه مصرف این داروها در آینده عوارض دیگری ایجاد کند و نیاز به مصرف داروهای بیشتری پیدا کنم. با توجه به نتایج مثبت تصویربرداریها و تغییرات گستردهای که در سبک زندگی و تغذیه خود ایجاد کردهام، مایل هستم ارزیابی دقیقتری از وضعیت فعلی بیماری داشته باشم و بدانم وضعیت فعلی بیماری چگونه است، ادامه مادامالعمر این داروها چقدر ضروری است، قطع درمان چه خطراتی دارد، آیا میتوان ایمونوتراپی و داروها را کنار گذاشت و خامگیاهخواری را ادامه داد، و گزارشهای اخیر که ضایعه را بهصورت کیست توصیف کردهاند چه اهمیتی دارند.

