۸۹۴: انتقاد (پاسخ بصورت فایل صوتی)

خانم دکتر زرین آذر

سلام و عرض ادب

خانم دکتر زرین آذر امیدوارم حالتان خوب باشد. غرض از مزاحمت میخواهم از رفتار غیر حرفه ای شما انتقاد کنم.
چند سالی میشود که با شما آشنا هستم و باور دارم انسانی شریف و اخلاق مدار هستید. اما به زعم من، تحت تاثیر باورها و احساساتتان قرار گرفته‌اید و به عنوان یک پزشک، اقدامات عجیبی انجام داده‌اید.

من در گذشته طرفدار شما بودم و تمام پست‌ها و مطالب سایت شما را خوانده‌ام و بسیاری از توصیه‌های شما را در رژیم غذایی‌ام به کار بستم (البته نه ۱۰۰ درصد توصیه‌هایتان را) مثلا مصرف گوشت و لبنیات را حذف کردم و متاسفانه تا زمانیکه به توصیه های شما عمل می‌کردم دچار بیماری‌های زیادی می‌شدم که بسیار طول می‌کشید تا درمان شوم درحالیکه پیش از آن به ندرت مریض می‌شدم. و پس از بازگشت به رژیم سابق خودم که یک رژیم معمولی بود دوباره سلامتم را پیدا کردم.

دوباره شروع کردم به تحقیق کردن درباره تغذیه و این بار به سراغ معتبر‌ترین منابع علمی رفتم و کتاب‌های دانشمندان بزرگ این حوزه مثل دکتر والتر ویلت (استاد دانشگاه هاروارد) و … را مطالعه کردم و متوجه شدم بخشی از گفته‌های شما غیرعلمی است و شواهد علمی در تایید گفته‌هایتان وجود ندارد. و به نظر من بیشتر برخاسته از باورها و احساسات شماست. نه واقعیت‌های موجود در طبیعت.

شما می‌توانید بر مبنای جهان بینی و فلسفه‌ای که دارید نظراتی داشته باشید اما اینکه بیایید خود را پزشک (یک فرد علمی) معرفی کنید و سپس مطالبی را منتشر کنید که غیرعلمی هستند اقدامی بی‌انصافانه و غیراخلاقی است.

امیدوارم اگر می‌خواهید خود را پزشک بنامید فقط مطالب علمی بیان کنید و اگر می‌خواهید بر مبنای احساسات و باورهایتان مطالبی را بیان کنید دیگر از نام پزشک، چشم پوشی کنید.

متشکرم.
.
.
پاسخ:
.
.

 
 

با سلام و احترام

خانم دکتر زرین آذر عزیز از توجه و پاسخگویی شما کمال تشکر را دارم.

به نظرم شاید مهم ترین دلیلی که سبب تفاوت نظر ما شده است تفاوت ما در نحوه انتخاب منابع مان از بین منابع علمی است. هر ساله مقالات زیادی در حوزه علم تغذیه منتشر میشوند اما آیا تمامی این مقالات از نظر علمی به یک میزان اعتبار دارند؟
در دوره ای زندگی می کنیم که حجم اطلاعات و علوم تولید شده بسیار زیاد است و در حقیقت زیر بمبارانی از اطلاعات هستیم به نظر من بهتر است کمی هوشمندی به خرج دهیم و در انتخاب منابع مان برای استناد، دقت بیشتری به خرج دهیم.
من قبول دارم که در تایید صحبت های شما مقالات علمی وجود دارد اما نکته قابل تامل، اعتبار این مقالات است و همچنین اعتبار مقالاتی که در تضاد با صحبت های شما هستند. باید دید کدام مقالات معتبر تر هستند باید دید جامعه علمی و بزرگان علم بیشتر با کدام مقالات موافق هستند.
به نظر من هر مقاله علمی، ارزش استناد کردن ندارد. چه بسیار مقالاتی که در گذشته به چاپ رسیده اند و امروزه می دانیم محتوای غلطی داشتند.
نکته اینجاست که وقتی رفرنس های علمی بسیار فراوان هستند و وقتی رفرنس های علمی موجود در موضوعاتی کاملا در تضاد با هم هستند حال باید کدام را مبنای عمل قرار داد؟
کدام رفرنس حقیقت را می گوید؟
نظر من این است که در حوزه علم تغذیه که تحقیق و پژوهش در آن بسیار سخت و پیچیده می باشد و همچنین نتایج تحقیقات علمی گاها در تضاد با هم هستند و حتی نظرات دانشمندان این حوزه گاها با هم در تضاد هست، بهتر است فقط به مقالات چاپ شده در بهترین و معتبرترین ژورنال های علمی اتکا کنیم چرا که بسیاری از مقالات در واقع خالی از ارزش علمی هستند و اگر خواستیم سخنان دانشمندانی را دنبال کنیم ترجیحمان پیروی از اساتید بهترین دانشگاه های دنیا می باشد. به طور مثال دانشمندان دانشگاه های برتر دنیا مانند دانشگاه هاروارد، دانشگاه استنفورد، دانشگاه ییل و … .

نکته دیگری که به نظرم می رسد باید مواظبش باشیم این است که دچار Confirmation Bias نشویم یعنی به زبان ساده آن چیزی را باور نکنیم که دوست داریم باور کنیم. به طور مثال اگر فردی طرفدار گیاهخواری است اینگونه نشود که فقط مقالاتی که خام گیاهخواری را تایید می کنند بخواند و نسبت به سایر مقالات جبهه گیری کند. اگر شخصی باور و نظری داشته باشد سپس به دنبال مقالاتی برود که آن نظر را تایید می کنند بی ترید دچار خطا شده است.

در رابطه با نقدی که به علم موجود داشتید من کاملا موافقم دانشی که ما در رابطه با علم تغذیه داریم مثل هر علم دیگری دارای نقص هست و چه مطالب بسیاری بوده اند که در گذشته علم آن ها را قبول داشته ولی امروز آن ها را نفی می کند با این حال انسان ها جز چراغ علم (ولو ناقص) و عقلانیت راهنمای بهتری ندارند.

جمع بندی صحبت هایم این است که در حوزه هایی از علم که کشف واقعیت های موجود در طبیعت بسیار پیچیده و سخت می باشد همچون علم تغذیه، بهترین راهنمای ما مثل همیشه عقلانیت و علم (ولو علم ناقص) می باشد و حال که رفرنس های علمی موجود در این حوزه، گاها در تضاد با هم هستند ما می بایست رفرنس های علمی را برگزینیم که در بهترین ژورنال های علمی توسط اساتید بهترین دانشگاه های دنیا چاپ شده اند. چرا که به نظر می رسد این رفرنس ها، بهره بیشتری از واقعیت های طبیعت را دارا می باشند.

در رابطه با قسمت آخر صحبت هاتون که فرمودین قانون اصلی حیات”صدمه نزدن”، است! و انسان تنها موجودی است در کره زمین که به همه چیز صدمه میزند و هیچ موجود دیگری از این قانون تخطی نمی کند به نظرم نسبت به گونه انسان بسیار کم لطفی کردید. ما در دنیایی زندگی میکنیم که متاسفانه قانونش، قانون ظلم است. در دنیایی زندگی میکنیم که دو سوم موجوداتش برای اینکه یک روز زنده بمانند بایستی یک موجود دیگر را بخورند. یک ببر یا شیر برای زنده ماندن مجبور است یک حیوان دیگر را بخورد. در چنین دنیای بی رحمی چطور می فرمایید این فقط انسان است که به خودش و به سایر گونه ها و طبیعت آسیب می رساند!

همچنین در رابطه با مقایسه رژیم گیاهخواری نسبت به همه چیزخواری و پیروی از رژیم گیاهخواری به دلیل شفقت نسبت به حیوانات می بایست عرض کنم هنگام تولید محصولات گیاهی هم، همواره آفات و حشرات زیادی کشته میشوند، حتی بسیار بیشتر از حیواناتی که در رژیم همه چیزخواری کشته می شوند. آیا فقط درد و رنج حیوانات بزرگ مانند گاو دارای اهمیت است و درد و رنج حیوانات کوچک مانند حشرات هیچ اهمیتی ندارد؟؟؟
لطفا نفرمایید که میشود به گونه ای کشاورزی کرد که موجودات کشته نشوند. چرا که بسیار غیرواقع بینانه است. در دنیای امروز با حدود ۸ میلیارد جمعیت و در آینده نه چندان دور ۱۰ میلیارد جمعیت و مسائل اقتصادی موجود، چنین کشاورزی امکان پذیری نیست.

از پاسخگویی و وقتی که گذاشتید بسیار ممنونم.

شاد و سلامت باشید.
.
.
پاسخ:
.
.

 
 

Share on Facebook